روز جهانی “معلولیت” جایی برای تبریک نیست.
تبریک، هر قدر آراسته و خیرخواهانه، اغلب همان سازوکار قدیمی فاصلهگذاری را بازتولید میکند. سازوکاری که افراد دارای معلولیت را نه به عنوان سوژههای اجتماعی، بلکه بهعنوان نشانه، استعاره یا ابژه همدردی جمعی قاببندی و معرفی میکند.
همدلیِ معتبر تنها زمانی معنا دارد که حقمحور باشد. فرد دارای معلولیت موضوع مراقبت یا ترحم نیست؛ حامل حقی است که باید در ساختار اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تثبیت و به رسمیت شناخته شود. معلولیت یکی از اشکال طبیعی تنوع انسانی است، بخشی از تکثر خلقت، و همین هویت باید در مرکز سیاستگذاری عمومی قرار گیرد نه در حاشیهٔ مناسبتها.
اگر حقوق معلولان در شمار مطالبات ملی قرار نگیرد، هیچ گفتمان آزادیخواهانهای نمیتواند خود را فراگیر بداند. مطالبهای که گروهی از انسانها را نادیده بگیرد، هرچند پرشور و زیبا، رهاییبخش نیست؛ تنها نسخهای تازه از همان حذف دیرینه است.
این روز نه برای “تبریک”، که برای “بازاندیشی” است. برای اصلاح نگاهها، برای بازگرداندن صدا به کسانی که سالها در سکوت نگه داشته شدهاند، برای ساختن جامعهای که در آن تفاوتها به رسمیت شناخته شود، برای آنکه حق و نه لطف، معیار رفتار جمعی باشد.
دکتر آراد خاصی | اقلیت پژوه
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.